خرید بک لینک

خب خب

بالاخره موعد رسید و ما فردا ساعت 7 صبح راهی جنوبیم =)

+امروز فقط توصیه های مدیر:

نمیرید اروپا وا میرید راهیان نور!

+خانم ح وقتی داشت حضور غیاب میکرد اونا ک میخوان بیان اردور و:

همه یازده شبکه هستین؟(کلاس ما از 17 نفر فقط دونفر نمیان)

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:18

راهیان نورچی بگم.انقدر خوب بود ک کلمات نمیتونن توصیفش کنن.و واقعا حضور شهدا رو حس کردم.منی ک انقدر بد اتوبوسم؛تابستون ک رفتم مشهد تمام راه حالت تهوع داشتم؛اما اینجا از همون اول حالم خوب بود تا لحظه آخ

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:18

اخرش کاری ک نباید میکردم رو کردم...

حالمم خیلی بد شد....

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:18

از وقتی برگشتیم،این ی هفته از درون آروم تر شدم...حس میکنم دارم اون چیزی ک میخوام رو دارم پیدا میکنم..کاش پیدا کنم...__________اون چیزی ک گفتم پست قبل..دوباره تکرارش کردم بدترررروایی.الان گیر افتادم نم

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:18

من چرا امروز اینطور شدم؟

چ مرگمه؟!

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:18

دیشب ک حالم خوب نبود و میلرزیدم از روی نگرانی یا حالا هرچیییی چیزایی گفت ک نباید میگفت چون میدونست من روی این حرفا حساسممن فقط بهش گفتم اخرش لطفا لطفا صمیمی نشید.نمیدونم چی شد ک خودش گفت این دیگه آخری

برچسب: نویسنده: مهتاب رستگار تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:18

صفحه بندی